تبليغاتX
DaisypathAnniversary Years Ticker من حنا خانوم


من حنا خانوم
روز مره

 درس

درس اول:

 

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس 129 رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس 129 رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس 129 رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي»!

 

نتيجه اخلاقي: اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي  خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!

 

 


 

 

درس دوم:

 

يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!

 

نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي!

 

 


 

 

درس سوم:

 

يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه...
جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه...
بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن»!

 

نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!

 

 


 

 

درس چهارم:

 

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان  1000 دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و 1000 دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد 1000 دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!

 

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد!

 

 


 

 

درس پنجم:

 

من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان  500 دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!

 

نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد!


 

 

  + نوشته شده درجمعه 31 فروردین1386  ساعت 2:8  توسط حنا گلی 


 اولین 5شنبه

امروز  تعطیل بودم ...صبح ماشین سیاوش و گرفتیم رفتیم خرید..من نشستسم توی ماشین نقاشی کردم..(خیلی فعال شدم ) .. بعد رفتم خونه بهاره واسمون غذا درست کرده بود !!گفتم من با ید درست کنم واسه تو نه تو واسه من.....خیلی ابراز علاقه میکنه ولی نمی دونم چرا من احمق  درست عکس العمل نشون نمی دم..یهو یخ میزنم در صورتیکه دلم واسش یه ذره شده بود..باید  فردا عین آدم برخورد کنم!!دلم میسوزه واسش..الان دارم راجع بهش فکر میکنم گریه ام میگیره..خدایا کمک اش کن...عزیزمه.. خدایا از من بگیر به اون بده...دورش بگردم....خدایا کمک اش کن..بمیرم که توی این سن و سال چقدر فکر داره توی کله اش..

هی

شب ییهوو رفتیم خونه مهی..خوب بود شام هم چتر شدیم .. کالباس و اینا خریدیم ولی شام اونا رو خوردیم...جناب آقای ا. ح. هم بود..اه چقدر ناراضی اه؟!!خیلی ب ه...سلام کرد توی چشمم نگاه نکرد!!! آخه مگه من چی کار کردم؟!!!بابا من که کاره بدی نکردم....نمیدونم..میخوام این دلخوری مسخره از بین بره ولی پا نمیده!! چی کارش کنم؟! بگزریم

الن خوابم میاد. ولی دلم نمیاد بخوابم ...آخه فردا تعطیله..به هر حال ...فعلا

  + نوشته شده درجمعه 31 فروردین1386  ساعت 1:56  توسط حنا گلی 


 خداوند ام

امروز توی مترو یه جمله زیبا دبدم واسه آ قای شوهراس ام اس کردم:

 

 

به خاطر داشته باش

آرام باش ، توکل کن ، تفکر کن.

سپس آستینها را بالا بزن آنگاه خداوند را میبینی که زود تر از تودست به کار شده!

  + نوشته شده درچهارشنبه 29 فروردین1386  ساعت 18:59  توسط حنا گلی 


 یه شعر انگلیسی زیبا

Those Were The Days

 

Once upon a time, there was a tavern

Where we used to raise a glass or two

Remember how we laughed away the hours,

Think of all the great things we would do

 

Those were the days, my friend

We thought they'd never end

We'd sing and dance forever and a day

We'd live the life we'd choose

We'd fight and never lose

For we were young and sure to have our way

 

 

Then, the busy years went rushing by us

We lost our starry notions on the way

If, by chance, I'd see you in the tavern,

We'd smile at one another and we'd say

 

Those were the days, my friend

We thought they'd never end

We'd sing and dance forever and a day

We'd live the life we'd choose

We'd fight and never lose

Those were the days, oh yes, those were the days

 

 

Just tonight, I stood before the tavern

Nothing seemed the way it used to be

In the glass, I saw a strange reflection

Was that lonely woman really me?

 

Those were the days, my friend

We thought they'd never end

We'd sing and dance forever and a day

We'd live the life we'd choose

We'd fight and never lose

Those were the days, oh yes, those were the days

 

 

Through the door, there came familiar laughter

I saw your face and heard you call my name

Oh, my friend, we're older but no wiser

For in our hearts, the dreams are still the same

 

Those were the days, my friend

We thought they'd never end

We'd sing and dance forever and a day

We'd live the life we'd choose

We'd fight and never lose

Those were the days, oh yes, those were the days

 

 

  + نوشته شده درسه شنبه 28 فروردین1386  ساعت 22:55  توسط حنا گلی 


 روز چهارم

دیشب خیلی کم خوابیدم..1 و نیم خوابیدم تا 6 ونیم ..ولی صبح مثل جت از خواب پاشدم.و د بدووو.....نمی دونم چرا همه نگاه میکنن ؟!!!مگه چیه یه خرس گنده هر روز بدو اا؟؟؟؟؟بده"؟ من که بدم نمیاد.. ولی انقد از کارم راضی ام که اصلا ناراحت نبودم خمار هم نبودم...وای خدا کنه همیشه همه چی به همین خوبی باشه!!

برگشتنی  سوار مترو که شدم ولو شدم روی زمین و شرو ع کردم نقاشی کردن. آخه تری بهم پیشنهاد داد که یه دفترچه کوچولو نقاشی بگیرم  و توی راه بیکار نباشم..من دوست دارم این کارو ولی انقد ملت میگن ببینم!!کلاس مسرس؟ رشتته؟ که دلم نمیخواد جلوی کسی بکشم..امروز ولو که شده بودم کسی دور و برم نبود و فرصت و غنیمت شمردم و شروع کردم به کشیدن دیدیم یکی هی کلش میادو میره! گفت :توی مترو ادم همه چی میبینه! گدا!! لباس زیر فروش و نقاش!!!!!!!خیلی تشکر کردم از حسن نیت اش که خیلی حال داد بهم و من و با گدا و اینا مقایسه کرد و ازش پوزش طلبیدم که باعث تعجب اش شدم..!!! ولی آخر سر یه خانومه محترمانه پرسید میتونم ببینم؟

 ـ البته! 

 ـ میری کلاس؟   ( قیافه من:)

 ـنه...همینجوری تفریحی...

ـمن امروز ظهر توی مترو خوابم برده بود بیدار شدم دیدم پولم و زدن

- نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱ واقعا؟ مگه میشه چجوری؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

-آره دیگه...تا الان حالم گرفته بود ولی وقتی شما رو دیدم دلم باز شد حالم سر جاش اومد

-

..........من خیلی خوش حال شدم از این حرف اش .....خیلی ...بهم انرژی داد ...اگه ادم بتونه یکی رو خوشحال کنه خودش هم خوشحال میشه.....

موچ خودم بای

  + نوشته شده درسه شنبه 28 فروردین1386  ساعت 22:23  توسط حنا گلی 


 روز سوم

سام ولیک.....من خوووووووب خووبم....محشر ام....امروز کارم بیشتر بود روز سریعتر گذشت..اخیش....این کلفتمون هم رفته مرخصی هیچکی نیست روی کمر ام راه بره!!!!!!!!!!!!!!راستی یادم نبود بگم من پاور لیفتینگ کار  میکنم .!!!وزن +۲۰۰ کیلو گرم!!!

رفتم فیلم کازانوا رو بگیرم ولی یارو اشتباهی فیلم ترسناک ۴ رو بهم داد خنده دار بود خیلی خندیدم فیلم اش کمدی یه. خیلی ناراحت نشدم که اشتباه داده. ولی آخه   این یارو رو نصفه دیدم هنوز فایل اش توی مغزم بازه ..اعصابم و خورد میکنه....

رفتم نگار خانه تهران به همراه اقای شوهر.جالب بود و نوین. یارو رفته کاشان به نوک برگ گیاهان سوزن بسته بعد روی یک صفحه حساس نقش هایی که این سوزن مینداز ه رو ثبت میکند . انگار که داره باد باهات صحبت میکنه. می تونی توی خط خطی هاش شکل های قشنگ پیدا کنی.......

فعلا لالا ...بای بای

  + نوشته شده درسه شنبه 28 فروردین1386  ساعت 0:10  توسط حنا گلی 


 

سلام.خدایااااااااااا..مگه من چه فرقی با دختر پادشاه برونه ایی دارم؟؟؟از اون خوشگل تر نیستم که هستم.خوش قد و بالا تر نیستم که هستم.تازه بابام هم مهندسه.دلش آب .. پس چرا من باید ۱ ساعت ۴۵ دقیقه توی ه راه باشم تا برسم خونه.تازه توی راه هم بادمجون و کدو بگیرم بیام خونه تند و تند غذا بپزم بعد در حین غذا پختن غزای پریروز و بلونبونم بعد همخونه تمیز کنم و ...... .ها من فرق ام با اون چیه؟اونوقت اون کادوی تولد ۹ سالگی اش یه قصر باشه که فقط بیش از ۲۰۰۰ تا اتاق خواب داره!!!
یعنی اون خونش رنین تره؟؟

وای دلم میخواد مثل این زنهای شاغل هی بنالم و اه و ناله کنم ولی حیف که وقتی کار میکنم اقدر سر حالم که اصلا اه و نالم نمیاد!!! چی کار کنم هیچ چیم به ادمیزاد نرفته!!! اقای شوهر بهم میگه سخی العقل!!!!این اسم جدیدمه البته توی خونه سخی صدام میکنه . بر وزن زری!!!!!

من برم لالا.بای بای

  + نوشته شده دردوشنبه 27 فروردین1386  ساعت 0:3  توسط حنا گلی 


 روز اول

امروز اولین روز کاریم بود.محیط کاریم قشنگ بود و نو و خوش سلیقه چیده شده بود.همکارم که از همه چیز عالی تر بود چقدر دلسوز و خوش سلیقه است.امیدوارم همیشه موفق باشه.خیلی خسته ام ساعت ۲ دیشب خوابیدم و ۷ اشدم..کلی راه رفتم..الان میرم لالا.....مرسی از همه کسانی که نظر داده بودن!با ی بای...

  + نوشته شده درشنبه 25 فروردین1386  ساعت 23:39  توسط حنا گلی 


 

امروز مهمون داشتم.برو بکس.خوش گذشت.الان هم که از خونه بابا بزرگ ام برگشتیم یههههههههه عالمه ظرف شستم.اقای شوهر هم از خونشون قاط بود  یک دادی کشید توی تلفن که من زهره ام اب شدبعدش گفت ساکت!!!! منم توی دلم بقیه ظرفها رو شستم!!الان یه نمه بهتره!!وای خدایا فردا اولین روز کاریمه.کمک ام کن .مرسی .شب خوش بای.

  + نوشته شده درشنبه 25 فروردین1386  ساعت 1:5  توسط حنا گلی 


 نوروز

یه مطلب جالب راجع به نوروز دیدم.میزارم اینجا

شکل گیری عید نوروز
انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

  + نوشته شده درجمعه 24 فروردین1386  ساعت 2:13  توسط حنا گلی 


 

امروز به معنای واقعی جنی شدم. حالم خوب بود کلی کار کردم و خونه تمیز کردم. ولی وقتی شویم اومد سگ شدم .هرچی گفت جواب ندادم..چرا؟ به خدا نمی دونم.!!می خواستم از بد بختیم گریه کنم هرچی فکر کردم چیز خاصی یادم نیومد! بعدش هم قاطی کردم گفتم از صبح تا حالا من نشستم توی خونه تو گشتی حالا تو بشین من میگردم!ساعت ۷ ۳۰ زدم بیرون.رفتم تا یه بقالی که ۱۳۰۰ تومن بدهی مو بدم . دادم و رفتم خونه مامانم.(قبلا شویم داده بود من دوباره دادم)رفتم به بانی و پگی غذا بدم    تمام راه بغض ام داشت می ترکید. یعنی گلوم داشت منفجر میشد.قلبم هم درست کار نمی کرد .تلو تلو میخوردم.غذا که دادم بهشون زنگ زدم گفتم اگه غیرت داری بیا دنبالم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا منو ببخش..خودم موندم این حرف از کجا زدم میگم جن زده بودم!بعدش هم منتظر نموندم اه افتادم تنها برگشتم.ساعت ۹ شب!!بعد که رسیدم کسی خونه نبود نگو بیچاره از یه راهه دیگه اومده بوده دنبالم. خلاصه روبرو که شدیم با هم انقد گریه کردم که داشتک غش میکردم اصلا حال خودمو نمی فهمیدم.بیچاره صورتش از غضب کبود شده بود.!

بعدن یهوو   خیلی بی دلیل حالم خوب شد!!!اشتی کردم و..........!!!!!!!!!!!!!! ولی اصلا نمی دونم چمه..قلب ام داشت از توی سینم در میومد.....

خدایا یعنی واقعا جن زدتم؟؟!!!

حالا شبیه قورباقه شدم !!البته+ یه دماغ سرخ گنده..

فردا بر و بچ میان مهمونی.! باید قیافم برگرده به حالت اولیه والا.......ضایع میشیم.

من دوست دارم مملی..منو ببخش.

  + نوشته شده درجمعه 24 فروردین1386  ساعت 1:51  توسط حنا گلی 


 

عصری رفتیم خرید با مملی.من یه دمپایی گرفتم اون هم یه کفش ۳۰ تومن ایی.بهم ۳۰تومن عیدی داد..البته این دفعه ۴ ام یا ۵ امه که عیدی میده و پس می گیره!!!از ۱۰۰ تومن شروع شده حالا رسیده به ۳۰ تومن..!!!!دیگه جیب زن و شوهر یکیه !!می خواستم زن زندگی بشم و زرنگ باشم و عیدی هامو جمع کنم برم قسط مسکن بدم ..ولی دلم نمیاد!! دوس دارم واسه خودم خرج کنم!!قوربون خودم بشم.امروز حالم  خوب بود.خوشحال بودم . خدا کنه که همیشه ابنجوری باشیم.خدایا کمک امون کن.

  + نوشته شده درپنجشنبه 23 فروردین1386  ساعت 3:27  توسط حنا گلی 


 ایا میدانید؟

میدانید چرا ناپلئون همیشه از کمر بند قرمز استفاده میکرده و این که حکمت کمربند ناپلئون چیست ، این سوال برای خیلیها پیش آمده و جواب آن فقط یک جمله است : از کمربند قرمز استفاده میکرده تا از افتادن شلوارش جلوگیری کند !

 فرق بلال و خیار چیست؟ بلال در فیلم «محمد رسول الله» بازی کرده ولی خیار در اون فیلم بازی نکرده! شباهت بلال و خیار چیست؟ هیچکدامشان در «تایتانیک» بازی نکردند!

چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبیلیو، سه تا دبیلیو می‌گذارند؟ چون کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه!

 چرا مار نمی‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

 برای قطع جریان برق چه باید کرد؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

آخرین دندانی که در دهان دیده می‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

چطور می‌شود چهارنفر زیر یک چتر به‌ایستند و خیس نشوند؟ وقتی هوا آفتابی باشد این کار را انجام دهند!

اگر سر پرگار گیج برود چه می‌کشد؟ بیضی!

اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می‌کنید؟ برایش صندلی می‌گذاریم!

 چرا لک‌لک موقع خواب یک پایش را بالا می‌گیرد؟ چون اگر هر دو را بگیرد، می‌افتد!

 چرا دود از دودکش بالا می‌رود؟ چون ظاهرا چاره دیگری ندارد!

. چرا دو دوتا می‌شود پنج تا؟ چون علم پیشرفت کرده!

شجاع‌ترین مرد جهان کیست؟ امام جمعه قزوین!

فرق باطری با مادرزن چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مادرزن هیچ چیز مثبتی نداره!

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟ طلاق !

چه طوری زیر دریایی لرا رو غرق می‌کنن؟ یه غواص میره در می‌زنه!

ناف یعنی چه؟ ناف نمره صفری است که طبیعت به شکم بی‌هنر داده است!

 خط وسط قرص برای چیه؟ برای اینکه اگه با آب نرفت پایین با پیچ‌گوشتی بره

  + نوشته شده درچهارشنبه 22 فروردین1386  ساعت 3:5  توسط حنا گلی 


 

یه معادله خیلی جالب :سن خودت رو ضرب در ۴ کن.با ۱۴ جمع کن.حالا تقسیم بر ۳ کن.بعد اینکه نتیجه رو به دست آوردی.برای ابله بعدی بفرست

برو پایین سر کاری نیست
l-l
l-l
l-l
l-l
حالا میخوای نردبونو بردارم این پایین بمونی؟

تو روزگاری که گربه عاشق می شه گاو کتاب می خونه ، خر اسکی می کنه
چه اشکا لی داره میمون اس ام اس بخونه!!!

http://freejoke.blogfa.com/

و من خودم را با تو تعریف میکنم
واسه همینه که زندگیم به گه کشیده شده

اگه عشق من تو نیستی
.
.
خوب حتما یکی دیگست

اگه بگم عاشقتم، اگه بگم دیوونتم، اگه بگم برات می میرم، اگه بگم نمی تونم فراموشت کنم، اگه بگم همه زندگیمی، روت زیاد می شه

تایتانیک با تمام مسافراش فدات

هرکی ارمنی بلده بخونه( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا) هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه

شنیدم از شباهتت به یه هنرپیشه سوء استفاده می‌کنی و به مردم امضاء میدی...اونم جای کی؟....جای حیف نون!!

گه می خوای کسی دوستت داشته باشه این نقطه ها رو دنبال کن:
.
.
.
دیدی کمبود محبت داری؟

ها ؟
دو. ها ؟
سه. ها ؟
چهار. ها ؟
پنج. ها ؟
شش. ها ؟
قل مراد داره کنکور میده

گر آمریکا موشکهای جنگی می سازد ، ما هم نوشمکهای رنگی می سازی
اگه داخل اطاق تنگ و تاریکی نشستی که دیواراش خونیه یه وقت نترسیا ..... تو قلب منی .... دوست دارم

جدید ترین نفرین 2007 : الهی عاشق قل مراد بشی , هر چی بهش بگی دوستت دارم بگه ها...!

اگر می خواهید یک زندگی جدید داشته باشید و کلا عوض شوید با تماس بگیرید
(سازمان بازیافت زباله)

می دونی فرق تو با گه چیه؟........شوخی کردم هیچ فرقی ندارین

قد 1000تا قابلمه .......با هرچی لب تو عالمه..........میبوسمت قبل همه..........به شرطی که بهم بگی: دوست دارم یه عالمه

به نظر شما با وجود مشکلات فراوان در دنیا و وضعیت بحرانی ایران و تصمیمات شورای امنیت ایا هنوز هم خوشگلا باید برقصند؟

عشق من از وقتی رفتی خونه تاریکه ...چراغ خونه خاموشه ....آخه لامصب فیوز رو چرا بردی

میخورمت؟!
نه به خاطر با مزه گیت
نه به خاطر با نمکیت
نه به خاطر شیرین بودنت
میخورمت فقط به خاطر اینکه تو این دنیا یه گوهی خورده باشم

ادم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره وقتی زن داره فقط زن داره

فرق تو یا عزاییل می دونی چیه؟ عزراییل رو یه روز ببینم می میرم تو رو یه روز نبینم می میرم

پلیس بین الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان توسط قزوینیان به سرقت رفته مراقب باشید احترام نگزارید

شما نمی تونید کسی را وادار کنید که دوستتون داشته باشه
اما می تونید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند

هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حداقل یادش دادم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی را که شکستش نبره

عشق مثل...
ساندویچی که 2 نفر از 2 طرف شروع میکنن به خوردن، وقتی بهم میرسند که تموم شده!

گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگی 10-مرگ!!!

به شیشه گفتم 'دوستت دارم' شکست، به گل گفتم 'دوستت دارم' پژمرد. به دریا گفتم 'دوستت دارم' خشکید. حالا به تو میگم 'دوستت دارم'، هوای خودت رو دشته باش!!

10000 دستگاه ریو
1000 کیلومتر اسکناس
100واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
فدای یه تار موی تو دوست عزیز

اگه یه اسب با یه سمور عروسی کنه، بچه‌شون چی میشه؟
.
.
.
.
....من چه میدونم! مگه من گفتم عروسی کنن؟ مگه من گفتم بچه‌دار بشن؟ من نازی رو طلاق نمی دم

سیر تکاملی زن ها:
16 سالگی بزغاله
18 سالگی نخاله
28 سالگی باحاله
38 سالگی بی حاله
48 سالگی تاپاله
58 سالگی زباله
68 سالگی مچاله
.
.
.
.
اصلا تو اومدی این پایین چه غلطی بکنی


مگه می شه که پرنده بمونه بی اب و دونه......مگه می شه که قناری توی بغض اواز بخونه......اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم که تو بغض و گریه هاشم می گه:انرژی هسته ای حق مسلم ماست

OFF…OFF…OFF…OFF…OFF…
OFF…OFF…OFF…OFF…OFF…
OFF...OFF…OFF…OFF…OFF
تا حالا کسی اینقدرآف برات فرستاده بود؟حالا دیدی من چقدر با معرفتم

اگه این PM رو برای 687510559 نفر send نکنی 4 نفر از یاهو میان با بیل میزنن تو سرت! بعد رو صورتت اسید میپاشن، بعد آیدیت رو پاک میکنن و روده هات رو می پیچونن دور گردنت و جنازه ات رو میندازند جلوی شغالها!
یاهو این کار رو کرده که آیدی های بی استفاده رو شناسایی و حذف کنه...
در ضمن اگر الآن 5 بار بگی "من احمق هستم" اسم کسی رو که دوست داری روی مانیتور می بینی!!!

امروز روز جهانی بهترین دوست های جهانه. اگه من یکی از دوست های خوبت هستم، این رو برام سند کن!

  + نوشته شده درچهارشنبه 22 فروردین1386  ساعت 2:54  توسط حنا گلی 


 

یه معادله خیلی جالب :سن خودت رو ضرب در ۴ کن.با ۱۴ جمع کن.حالا تقسیم بر ۳ کن.بعد اینکه نتیجه رو به دست آوردی.برای ابله بعدی بفرست

برو پایین سر کاری نیست
l-l
l-l
l-l
l-l
حالا میخوای نردبونو بردارم این پایین بمونی؟

تو روزگاری که گربه عاشق می شه گاو کتاب می خونه ، خر اسکی می کنه
چه اشکا لی داره میمون اس ام اس بخونه!!!

http://freejoke.blogfa.com/

و من خودم را با تو تعریف میکنم
واسه همینه که زندگیم به گه کشیده شده

اگه عشق من تو نیستی
.
.
خوب حتما یکی دیگست

اگه بگم عاشقتم، اگه بگم دیوونتم، اگه بگم برات می میرم، اگه بگم نمی تونم فراموشت کنم، اگه بگم همه زندگیمی، روت زیاد می شه

تایتانیک با تمام مسافراش فدات

هرکی ارمنی بلده بخونه( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا) هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه

شنیدم از شباهتت به یه هنرپیشه سوء استفاده می‌کنی و به مردم امضاء میدی...اونم جای کی؟....جای حیف نون!!

گه می خوای کسی دوستت داشته باشه این نقطه ها رو دنبال کن:
.
.
.
دیدی کمبود محبت داری؟

ها ؟
دو. ها ؟
سه. ها ؟
چهار. ها ؟
پنج. ها ؟
شش. ها ؟
قل مراد داره کنکور میده

گر آمریکا موشکهای جنگی می سازد ، ما هم نوشمکهای رنگی می سازی
اگه داخل اطاق تنگ و تاریکی نشستی که دیواراش خونیه یه وقت نترسیا ..... تو قلب منی .... دوست دارم

جدید ترین نفرین 2007 : الهی عاشق قل مراد بشی , هر چی بهش بگی دوستت دارم بگه ها...!

اگر می خواهید یک زندگی جدید داشته باشید و کلا عوض شوید با تماس بگیرید
(سازمان بازیافت زباله)

می دونی فرق تو با گه چیه؟........شوخی کردم هیچ فرقی ندارین

قد 1000تا قابلمه .......با هرچی لب تو عالمه..........میبوسمت قبل همه..........به شرطی که بهم بگی: دوست دارم یه عالمه

به نظر شما با وجود مشکلات فراوان در دنیا و وضعیت بحرانی ایران و تصمیمات شورای امنیت ایا هنوز هم خوشگلا باید برقصند؟

عشق من از وقتی رفتی خونه تاریکه ...چراغ خونه خاموشه ....آخه لامصب فیوز رو چرا بردی

میخورمت؟!
نه به خاطر با مزه گیت
نه به خاطر با نمکیت
نه به خاطر شیرین بودنت
میخورمت فقط به خاطر اینکه تو این دنیا یه گوهی خورده باشم

ادم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره وقتی زن داره فقط زن داره

فرق تو یا عزاییل می دونی چیه؟ عزراییل رو یه روز ببینم می میرم تو رو یه روز نبینم می میرم

پلیس بین الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان توسط قزوینیان به سرقت رفته مراقب باشید احترام نگزارید

شما نمی تونید کسی را وادار کنید که دوستتون داشته باشه
اما می تونید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند

هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حداقل یادش دادم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی را که شکستش نبره

عشق مثل...
ساندویچی که 2 نفر از 2 طرف شروع میکنن به خوردن، وقتی بهم میرسند که تموم شده!

گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگی 10-مرگ!!!

به شیشه گفتم 'دوستت دارم' شکست، به گل گفتم 'دوستت دارم' پژمرد. به دریا گفتم 'دوستت دارم' خشکید. حالا به تو میگم 'دوستت دارم'، هوای خودت رو دشته باش!!

10000 دستگاه ریو
1000 کیلومتر اسکناس
100واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
فدای یه تار موی تو دوست عزیز

اگه یه اسب با یه سمور عروسی کنه، بچه‌شون چی میشه؟
.
.
.
.
....من چه میدونم! مگه من گفتم عروسی کنن؟ مگه من گفتم بچه‌دار بشن؟ من نازی رو طلاق نمی دم

سیر تکاملی زن ها:
16 سالگی بزغاله
18 سالگی نخاله
28 سالگی باحاله
38 سالگی بی حاله
48 سالگی تاپاله
58 سالگی زباله
68 سالگی مچاله
.
.
.
.
اصلا تو اومدی این پایین چه غلطی بکنی


مگه می شه که پرنده بمونه بی اب و دونه......مگه می شه که قناری توی بغض اواز بخونه......اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم که تو بغض و گریه هاشم می گه:انرژی هسته ای حق مسلم ماست

OFF…OFF…OFF…OFF…OFF…
OFF…OFF…OFF…OFF…OFF…
OFF...OFF…OFF…OFF…OFF
تا حالا کسی اینقدرآف برات فرستاده بود؟حالا دیدی من چقدر با معرفتم

اگه این PM رو برای 687510559 نفر send نکنی 4 نفر از یاهو میان با بیل میزنن تو سرت! بعد رو صورتت اسید میپاشن، بعد آیدیت رو پاک میکنن و روده هات رو می پیچونن دور گردنت و جنازه ات رو میندازند جلوی شغالها!
یاهو این کار رو کرده که آیدی های بی استفاده رو شناسایی و حذف کنه...
در ضمن اگر الآن 5 بار بگی "من احمق هستم" اسم کسی رو که دوست داری روی مانیتور می بینی!!!

امروز روز جهانی بهترین دوست های جهانه. اگه من یکی از دوست های خوبت هستم، این رو برام سند کن!

  + نوشته شده درچهارشنبه 22 فروردین1386  ساعت 2:54  توسط حنا گلی 


 س ام س

میدونی فرق حادثه با فاجعه چیه؟حادثه اینه که مادر زنت رو هل بدی تو آب-- فاجعه اینه که ببینی شنا بلده

 مژده به آقایان : پژو 405 بدون ایر بگ ‏- بدون کمربندایمنی – آماده آتش سوزی بدون دلیل – بهترین عیدی برای همسر دلبندتان

 همیشه دو درس را در زندگی خود به یاد داشته باشید: 1- جسارت در بیان عقیده 2- جرأت در پذیرش اشتباه اگه خواستی بوسم کنی به نکات زیر توجه کن

 -

-

- !دیدی میخوای بوسم کنی

لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس های تند و عرقی که
روی پیشونیت نشسته همه گویای یه چیز هستن : تیروئیدت
پرکاره . برو دکتر

عشق ناتمام میگوید: من تو را دوست دارم چون به تو نیاز دارم . عشق تمام میگوید: من به تو نیاز دارم چون تو را دوست دارم

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر باره از این
گونه خطاها نکنم بوسه دادی وچو برخواست
لبم از لب تو توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم

زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن
قول ماندن نیست..... و عشق
ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

دوست داری بگم می خوام هر روز صبح با صدای تو بیدار بشم........بعد بفهمی با ساعتم بودم!!!!!!دوست داری بگم چرا رفتی؟؟؟؟ بعد بفهمی با برق بودم!!!!دوست داری بگم هرجا باشی پیدات می کنم..... بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم!!!!! دوست داری بگم دوستت دارم بعد فکر کنی با........نه! ایندفعه با خودت بودم

 دوچیزعشق می ورزم:یکی تو ودیگری وجودتو.
به دوچیز اعتقاددارم:یکی خدا ودیگری تو
من دراین دنیا دوچیزمیخواهم:یکی تو ودیگری خوشبختی تو.

می دونی آماره ازدواج در چه حیونی بیشتر است ؟ تو حلزون چون هم خونه داره هم ماشین

قدرت دید خانومها: یک تار مو را روی کت شوهرشون میبینن اما یه تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمیبینن

معلم همچو شمعی است که میسوزد و هوا را آلوده می کند پس بیاییم دست به دست هم دهیم و معلم ها یمان را گازسوز کنیم

جایگاه ما در هیچ سرزمینی نیست، جایگاه ما حتی در کره زمین هم نیست، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم و دوستمان دارند

برگ از درخت خسته میشه
پاییز همش بهونه است

مئلم اظیضم، اض اینکح برایم ضهمط کشیدی، دیکطح یادم دادی، از تو ممنونم

اگر بگریم میگویند عاشق است
اگر بخندم میگویند دیوانست
پس میگریم و میخندم
که بگویند یک عاشق دیوانست

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره

  + نوشته شده درچهارشنبه 22 فروردین1386  ساعت 2:51  توسط حنا گلی 


 س ام س باحال.

انرژی ذغالی روزی به پایان می رسد ما خواهان فناوری هسته ای می باشیم (فدراسیون وافوری های ایران

اگه منو دوست داری که هیچ چ چ چ چ ... اما اگه نداری . . . . . تو غلللط می کنی !!!

بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته کفشی که لگدمالش می‌کند را هم خوش بو می‌کند

میدونی بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی

پیام تبریک ترکها: حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات!!!!!!!

ازدواج مثل دستشویی می مونه .. اونایی که تو هستن می خوان بیان بیرون .. اونایی که بیرون هستن این پا اون پا می کنن برن تو

خیلی بی فرهنگ و بی شعوری................... در جامعه امروز بیداد می کنه

ای که پا گذاشتی رو عشقه من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در
تو زیبا، تو ماه، تو دوست داشتنی، تو مهربون، تو بهترین، تو فرشته، اما من چی؟ یه آدم خالی بند!

دقت کردی همه چیزهای خوب خانوم اند:خورشید خانوم,مهتاب خانوم,پروانه خانوم....اما همه چیزهای بد آقا هستند:آقا دزده,آقا گرگه,آقا سگه

صفحه رو بده پایین!!........... خوب حالا بده بالا .........!!!! ====>(ورزش اس ام اسی)
 موقع یه مگس بی خیال از کنارت رد شد ... بدون هنوز هیج گهی نیستی

اگه زنبوری دنبال یه گل خوشکل می گشت جون هر کی دوست داری نگو من کجام

خیلی دوستت دارم. یه روز میام دنبالت تا با هم بریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه.
قربانت عزرائیل

تنها یادگار تو: (( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) این آخرین چیزیه که از تو برام مونده، جای پاهات رو دیوار اطاقم، یادت به خیر، عجب مارمولکی بودی

به رشتیه با اس ام اس میگن زنت خونه همسایه هست.رشتیه هم اس ام اس میزنه که خاک بر سر کسی که اس ام اس تکراری بده

اگه نیوتن قبل از مرگش صورت ماه تو رو می دید معنای حقیقی جاذبه رو می فهمید

فرخنده میلاد باسعادت دومین گوسفند شبیه سازی شده بر شما و سایر گوسفندان این مرز و بوم مبارک باد

زبان اجوج مجوج بلدی ؟ " یراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا " لطفا از آخر بخون!

هر وقت حس کردی همه ی درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه دستاتو تا جایی که میتونی رو به آسمون بلند کن و با همه ی توانت بزن تو سرت

قد
قد
قد
قد
خوبه , فردا تخم گذاشتنم یاد میگیری !!!!!!

یکی دلش به حال ماهی میسوزه،یکی دلش به حال ماهیگیر میسوزه اما هیچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدی نمیسوزه

امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه
.
.
.
.فدات شم



  + نوشته شده درچهارشنبه 22 فروردین1386  ساعت 2:48  توسط حنا گلی 


 شو و استریپتیز ترنی در تلوزیون انگلیس

ترنی به روزنامه «Sun» گفت،پس از دستگیری از دیگران جدا شده و به او دستور داده اند لخت شود و تنها لباس زیرهایش به تنش باقی مانده است ترنی به «سان»گفت،کمی پس از دستگیری وی از کاپیتان «کریس ایر» رهبر گروه پرسید: «آیا آنان قصد تجاوز به من را دارند؟» ترنی در بخشی دیگر از سخنان خود گفته بود که یک بار از نزدیکی اتاق خود،صدای چکش و نجاری را شنیده و گمان برده که عده‌ای در حال ساختن تابوت او هستند.
 پدر یکی از ملوانان نیز گفت که عده‌ای از آنان می‌خواهد گلدان‌ها و هدایایی را که توسط ایرانیان به آنان داده شده است را در سایت eBay به فروش بگذارند.

 

حالا فهمیدم چرا خاطراتتش اینقدر گرونه!!!

  + نوشته شده درسه شنبه 21 فروردین1386  ساعت 2:58  توسط حنا گلی 


 شو و استریپتیز ترنی در تلوزیون انگلیس

ترنی به روزنامه «Sun» گفت،پس از دستگیری از دیگران جدا شده و به او دستور داده اند لخت شود و تنها لباس زیرهایش به تنش باقی مانده است ترنی به «سان»گفت،کمی پس از دستگیری وی از کاپیتان «کریس ایر» رهبر گروه پرسید: «آیا آنان قصد تجاوز به من را دارند؟» ترنی در بخشی دیگر از سخنان خود گفته بود که یک بار از نزدیکی اتاق خود،صدای چکش و نجاری را شنیده و گمان برده که عده‌ای در حال ساختن تابوت او هستند.
 پدر یکی از ملوانان نیز گفت که عده‌ای از آنان می‌خواهد گلدان‌ها و هدایایی را که توسط ایرانیان به آنان داده شده است را در سایت eBay به فروش بگذارند.

 

حالا فهمیدم چرا خاطراتتش اینقدر گرونه!!!

  + نوشته شده درسه شنبه 21 فروردین1386  ساعت 2:58  توسط حنا گلی 


 300

فیلم «۳۰۰» براى نمایش در برنامه سینما و ماورا دوبله شد. به گزارش مهر، محمود قنبرى دوبلور باسابقه در همین باره گفت: ۳۰۰ قبل از نوروز دوبله شده و پرویز ربیعى، منوچهر والى زاده، مینو غزنوى و... با مدیریت دوبلاژ خودم در آن به جاى شخصیت هاى فیلم حرف زده اند. فیلم گستاخانه ۳۰۰ که محصول کمپانى برادران وارنر است، براساس کتاب کمیک استریپ از فرانک میلر ساخته شده است. این فیلم خشم و اعتراض ایرانیان را در سراسر جهان برانگیخت، چرا که در این فیلم جدا از تحریف واقعیت هاى جنگ ایران و یونان در ۴۸۰ سال پیش از میلاد مسیح، چهره سربازان ایرانى بسیار خشن و غیرانسانى ترسیم شده است. کارشناسان سینمایى هم ساخت این فیلم و نمایش آن در چنین زمان حساسى را مرتبط با اهداف سیاسى آمریکا مى دانند و بر این باورند دولت آمریکا از طریق تولید چنین فیلم هایى در هالیوود، افکار عمومى را بر ضد ایران و فرهنگ و تمدن ایرانى تحریک مى کند. گفتنى است زمان پخش و نقد و بررسى فیلم ۳۰۰ در برنامه سینما و ماورا در این خبر اعلام نشده است.

  + نوشته شده درسه شنبه 21 فروردین1386  ساعت 2:52  توسط حنا گلی 


 سخن

زندگی نامه خود را نوشتن یعنی بد گویی کردن از همه غیر از خود !

زیبا کسی است که نظرتان به او جلب میشود .دلربا کسی است که نظرتان را جلب میکند...

  + نوشته شده درسه شنبه 21 فروردین1386  ساعت 2:42  توسط حنا گلی 


 ما

البته م.رقیب نیست..عشق منه.ولی همینجوری به شوخی گفتم.من دوسش دارم امشب خوش حال ام.بعد از ظهری خیلی خوشحال نبودم.ولی الان خوبم اقا ی شوهر انقدر خندوند منو که سردرد گرفتم.داشت ترک بازی در میوورد.من هم هی هی میخندیدم.وای سوار تاکسی شدیم یه ترکه هم نشست کنارمون دیگه اقای شوهر هم شروع کرد با لهجه ترکی با یارو حرف بی ربط زدن.!!من مرده بودم از خنده.بعدش ترکه موبایلش زنگ خورد بعد یه ماشین دیدیم که از یه دره سر خورده بود پایین به رفیقش گفت یه تصادف خنده دار!!!اقای شوهر هم شوروع کرد بلند بلند هر هر خندیدن ترکه هم هی میخندید به هوای اقای شوهر!!!!این ترک ا واقعا ترک ان ا!!!!با عرض پوزش از همه ترکها.تروخدا رگ تون نگیره منو هک کنید!!!

  + نوشته شده درسه شنبه 21 فروردین1386  ساعت 1:56  توسط حنا گلی 


 کار

امروز کار پیدا کردم..اخ جوووووووووون. هههههووووررراااا.از شنبه میرم.خدایا کمک ام کن سوتی کم بدم.

خدایا دستت درد نکنه.اقای شوهر هم خیلی خیلی موافق بود و تشویق ام کرد...مرسی اقای شوهر. خیلی خیلی دوست دارم.تو همیشه واسه همه کارام مشوق ام بودی. مرسی.

ولی قبل از من م.خ این کارو میخواست ه .ولی ص به من گفت..شاید فک کرده راه اش طولانی اا.خلاصه من رقیب و از راه به در کردم.

  + نوشته شده درسه شنبه 21 فروردین1386  ساعت 1:37  توسط حنا گلی 


 

 

وقتی انسان با دختری زیبا نشسته ؛

یک ساعت در نظرش یک دقیقه می آید

اما اگر روی یک بخاری داغ بنشیند ؛

یک دقیقه برایش طولانی تر از هر ساعتی خواهد بود

نسبیت یعنی همین ... !!!

 

 

" آلبرت انیشتین "

  + نوشته شده دردوشنبه 20 فروردین1386  ساعت 3:57  توسط حنا گلی 


 جادوی اعداد

1 * 8 + 1 = 9
12 * 8 + 2 = 98
123 * 8 + 3 = 987
1234 * 8 + 4 = 9876
12345 * 8 + 5 = 98765
123456 *8 + 6 = 987654
1234567 *8 + 7 = 9876543
12345678 * 8 + 8 = 98765432
123456789 *8 + 9 = 987654321

.........................................................................................................................................

1 * 9 + 2 = 11
12 *9 + 3 = 111
123 * 9 + 4 = 1111
1234 * 9 + 5 = 11111
12345 * 9 + 6 = 111111
123456 * 9 + 7 = 1111111
1234567 * 9 + 8 = 11111111
12345678 * 9 + 9 = 111111111
123456789 * 9 +10= 1111111111

...........................................................

9 * 9 + 7 = 88
98 * 9 + 6 = 888
987 *9 + 5 = 8888
9876 * 9 + 4 = 88888
98765 * 9 + 3 = 888888
987654 * 9 + 2 = 8888888
9876543 * 9 + 1 = 88888888
98765432 * 9 + 0 = 888888888

................................................................................................................................

1 * 1 = 1
11 * 11 = 121
111 * 111 = 12321
1111 * 1111 = 1234321
11111 * 11111 = 123454321
111111 * 111111 = 12345654321
1111111 * 1111111 = 1234567654321
11111111 * 11111111 = 123456787654321
111111111 * 111111111=123456789 87654321

  + نوشته شده دردوشنبه 20 فروردین1386  ساعت 1:24  توسط حنا گلی 


 ماهی

وای من عاشق ماهی ام ..میمیرم واسه ماهی...انقد دلم میخواد توی بازار ماهی بگردم که حد نداره....اصلا بهم انرژی میده.وای..ممووچ ماهی های دنیا ...دوست ون دارم...بخورمتون..(تیکه جوادی)..

تصمیم گرفتم حد اقل هفته ای ۲ بار ماهی بخورم..البته کو انقد ماهی؟؟ خلاصه اینکه من مادوست دارم بت میگو با خرچنگ با صدف با ۸ پا  با......... هر چی که بوی دریا بده...

  + نوشته شده دردوشنبه 20 فروردین1386  ساعت 0:48  توسط حنا گلی 


 جک

ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟

به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف

ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد میشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران.

ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه:  از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه.

دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.

  + نوشته شده دریکشنبه 19 فروردین1386  ساعت 19:8  توسط حنا گلی 


 

  سلام.رفتم از وانتی خیار گوجه خریدم...این یارو وانتی واسه خودش ادم جالبی ه.یه گوشش ضعیفه و سمعک داره.یه روز داد میزد سیب زمینی مندر!!!ما هی فکر کردیم خدایا مندر دیگه کجاست؟!!بعد ازش پرسیدیم اقا  مندر کجاست..؟گفت مندر دیگه همون مندر..مندر عباس!!!!!!!!!!     نگو گوشش نمیشنوه که چیا بهش می گن.اونم هر چی میشنوه تکرار میکنه.....یا اینکه مثلا میگه:خیار سبز خبچنگ!!!!!!!!!!حالا این خبچنگ چیه خدا میدونه!!!.............. ادم با حالیه

رفتم بخرم.خانوم لطفی هم اومد من خودمو اماده کرده بودم که احوال پرسی . عید مبارکی کنم..ولی اصلا تحویل نگرفت!!منم نگفتم .وااا ...مگه من چی کار کردم؟؟؟؟؟!!!!!موقع تمدید قرارداد میبینم چه پاچه خواری خواهد کرد....کلی به اقای خبچنگ هم قر زد و رفت..من فک می کردم شوهره ادم موذی یه ولی دیدم اینم دست کمی نداره...می خوام غذا بپزم ....هورا تشویق.بعد از ۲۷ روز اصلا دستم نمی ره..کاش یه کلفت داشتم..نه نه نوکر! اقای شوهر میگه کلفت بگرم برات منم مخالف ام می گم نه حالا که این توریه نوکر بگیریم..بعد می گه قول میدم تو رو بیشتر دوست داشته باشم!!!

  + نوشته شده دریکشنبه 19 فروردین1386  ساعت 18:43  توسط حنا گلی 


 جک

یک روز یک مارمولک ابادانی میره لب دریا عینک دودی میزنه همه نگاش میکنند میگه چیه ولک گودزیلا ندیدی ترکه می ره خواستگاری اسم دخترو می پرسن می گه اهو. بعد که داشت می رفت می گه غزال خانم .دختر میگه اسم من اهو .ترکه حیوون با حیووون که فرق نداره!!!! به یه لره می گن ساعت چنده بلد نبوده جواب بده می گه: برو برو دیرت شده...

  + نوشته شده دریکشنبه 19 فروردین1386  ساعت 4:9  توسط حنا گلی 


 قلیه

سلام.برای اولین بار قلیه ماهی پختم.!!!!!و سوتی ش رو هم دادم!!با سبزی قرمه سبزی قلیه پختم...دیدم بوی ه قورمه میده ها.خلاصه انقد هم ترش اش کردم که الان که ازش خوردم حالم داره بهم می خوره   ............

  + نوشته شده درشنبه 18 فروردین1386  ساعت 21:14  توسط حنا گلی 


 

سلام..من برگشتم.سال نو مبارک.دلم واسه خونم تنگ شده بود.همه ماهی یام هم مردن.!!!به غیر از لجن خوار ه ...اون داره عشق میکنه.حالش ام خیلی خوبه..به همه سلام میرسونه.ساله نو رو هم تبریک میگه....میخواستم از خاطرات تعتیلاتم بنویسم...ولی انقد زیاده و من ام تایپ ام کنده که حال ندارم...خوابم هم میاد شاید شب نوشتم.

ولی انقد بگم که این اقای د.ل انقدر روی اعصابم بود که یه جورایی عید امو زهر کرد..خودش و باباش و مامانش.

بی منتی اش از همه چیز بد تر بود. برگشتنی به سیاوس می گه یه جواب درست هم نداد.!!!!من اینهمه هزینه کردم.!!!!!!!!خیلی میبخشید ولی الاق..اخه تو که 17 روز خوردی . خوابیدی و دست تو جیبت نکردی..دوم مگه من بت نگفتم اگه به این خاطر میای .نیا.مگه نگفتم؟؟گفتی نه ما از قبل برنامه داشتیم بیایم...مامانش هم 20 بار گفت ما نمی خواستیم بیایم علی اصرار کرد اومدیم!!!!!!!!!!!شما 70 سالتونه علی سوم دبستان ه.!!!! خلاصه بگذریم..الان هم که دارم تایپ می کنم انقد عصبی شدم که هی قاطی پاتی می نویسم.....فعلا.........
  + نوشته شده درشنبه 18 فروردین1386  ساعت 16:38  توسط حنا گلی 


 

سلام. من الان بوشهر ام....علي برام اكانت گرفته..مرسي علي اقا.بهش عدي دادم چقد تشكر كرد....جمعه هفته بعد بر ميگردم.....تا اوت موقع هم دسترسي ندارم به اينترنت....حرف واسه گفتن زياد دارم...ولي حال تايپ ندارم....فعلا باي

  + نوشته شده درشنبه 11 فروردین1386  ساعت 2:20  توسط حنا گلی 


توضیح خاصی ندارم.هویجوری مینویسم! غلط غولوط هم زیاد دارم.حال ندارم اصلاح اش کنم. خودتون به بزرگی خودتون ببخشید
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
هوایه تازه
شبهایه بی ستاره من....سایه
من؟زن ایرانی.......میتی
خطرات تینا....تینا
دفتر خاطرات من....نگار
گاهی زن بودن
زن بودن
مترسک
دزیره
رها
ترانه علیدوستی
لاغر مردني
من؟زن ایرانی........میتی
ساسوشا
میثم اشتری
مهتاب خانم
تیری تی جونم
سیب گاز زده
سیسکو ماهی دور از دریا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

آرشیو موضوعی
من شاد ام
من غمگین ام
عین یه خط صاف ام

پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
shortdream
100 books befor die
زن سي ساله!
خاطرات زندگی من و همسرم

 RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM