|
انگار مادرم گریسته بود
آن زمان که...................
اون موقع ها که دوران بلوغ ام بود و چپ و راست با سیاوش دعوام میشد و کتک کاری میکردیم ... و میخواستم مامانم اینا طرفداریم کنن میگفتم ...چرا منو به دنیا اوردین؟برای چی؟شما که هم یه دختر دارین هم یه پسر .من برای چیتونم؟!....امشب بازم بعد از مدتها این احساس بهم دست داد..یعنی این حرف یادم اومد..حرفی که میتونم تا دنیا دنیاست باهاش گریه کنم...
همش از خودم میپرسم مگه میشه از این بد تر هم بشه؟...بعد انقدر دلم پاکه که فوری فوری جوابشو میگیرم...ـآره....آز این بدتر هم هست..
یه جورایی قاطی ام...از نظر روحی و جسمی....دیگه مالی نیستم..
سیاوش گفته ..خواهر بزرگ نعمته..ـآره؟نعمته؟...................نمیدونم...من نعمت ام؟
من که دنبال مال ام.مگه نه؟شاید چون اگه یه برادر بزرگ بود ...شاید به این راحتی نمیشد از سر بازش کرد.
من چی میخوام؟
یه خونه ساکت...یه ماشین ..غذای خوب.مهمونی .یه خورده لباس...تا امکان داره کتاب و آهنگ.. ماهی ..دو ماهی یه مسافرت.....چند تا کلاس آموزشی....
اینا چقدر میارزه؟
.....به ...م میگم دارم میرم..میگه من میدونم عین روز برام روشنه میری پشیمون بر میگردی..بد بخت میکنی خودتو..اونو از کارش میندازیو ...و...و.... بسه...سعی میکنم چیزی ازت نخوام...یعنی هیچ نکته مثبتی وجود نداره؟
توی چی از من حمایت کرده؟
کجا؟ یه بار امیر خلج مارو زد ...استثنا حضور داشت گفت:یا میزنینش یا خودم میزنمتون.!انقدر احساس غرور کردم...احساس کردم پشتم به کوه قرصه..
آب .......همه جا رو آب گرفته زیر پام آب راه افتاده.نشت کرده از یه جا..اصلا حال ندارم ببینم از کجا و کی....از اون بد تر اصلا حس ندارم جلوشو بگیرم...همه جا رو داره آب میگیره...همه چی نمناک و چندش آوره...هیچ جا و هیچ چیز خشک نمونده...به چی چنگ بزنم؟ اتاقم خیسه..اصلا تلقین میکنم که خیسه که ازش بدم بیاد.
شاید بهتر باشه برم دکتر...میخواستم خودم حل اش کنم....زهی خیاله باطل...
چقدر آپارتمان بده....نمیشه محکم در و کوبید که عقده آدم خالی بشه.دلم میخواد یه چیزه شیشه ایی و محکم بکوبم زمین که خورد خورد بشه...هزار هزار تیکه بشه.....بعد بشینم بشمرم اش...تا چند بلدم بشمرم؟ آها یادم نبود..من میتونم انتگرال اش و هم حساب کنم...من انتگرال بلدم. هورا.....من وجوود دارم.من انتگرال دوگانه هم بلدم ..وای خدای من یادم نبود..چه ساعاتی و از عمرم به پای انتگرال چندگانه گذروندم...انتگرال سخت تره یا مادر شوهر؟ ...پدر عزیز تره یا جمع ساده؟شوهر یه جاهی مثه سودوکوی سخت میمونه....یه خونه هاییش اصلا در نمیاد..مگر اینکه ...مگر اینکه چی؟- جوابی داری بدی؟ـاصلا میدونی چته؟
زن از مرد محبت میخواد .مرد از زن زبان بدونه نیش..که غرورش نشکنه
زنه محبت نمیبینه..نیش میزنه غروره مردو میشکونه.
هاچین و واچین زندگی رو بر چین
کاش میشد یه در و خورد بکنم...کاش وضع مالیم خوب بود میزدم هرچی دارم و میشکوندم.کاش میشد خودمو هم بشکونم.بد قالب گرفته.
صدای آب میاد...آب همه جا رو داره میگیره
ذهن ام سرما خورده..آب رفته توش.آب سرد ....از یه ذهن نمناک چی بر میاد؟ برنامه ریزی برای آینده ایی روشن؟
|