تبليغاتX
DaisypathAnniversary Years Ticker من حنا خانوم - 309


من حنا خانوم
روز مره

 309

میگن: وخدایی که در این نزدیکیست......

خدا جونم کوشی؟..

بهم انتقاد میکنن که اشکالی تو کارتونه که موفق نشدید.....آره اول این بود که اعتماد کردیم ...و همیشه هم٬ همه میگن که آدم دنیا رو از چشم خودش میبینه...و من هم همیشه به همه اعتماد کامل دارم مگر خلافش ثابت بشه که اشکاله بزرگیه.......

دلیل بزرگ بعدیش میدونی چیه؟ اینکه وقتی شروع کردم...مثه خیلیها که میگن از صفر شروع کردم...از صفر هم شروع نکردم......خیلی زیره صفر بودم...دلیلش؟ اینکه یه نفر از ایشان پیدا نشد که یه  دونه یه ریالی به ما کمک کنه واسه همه چی ....از زمانه دوستی بگیر تا خواستگاری تا ۲ سال سربازی لعنتی تا نامزدی تا عروسی تا بعد از عروسی....که هیچ......کمکشون هم کردم...و کردیم.... روزی که ازدواج کردیم تا همین ۳ ماه پیش ماهی ۵۷۰ هزا رتومن در بیشترین حالت  که حدوده یه سالو نیم بود و ۱۸۰ هراز تومن در کمترین حالت ...پوله بهره ای دادیم....بعد ۱۲ وام مسکن بعد ۷ میلیون وام برا ازدواج..بعد ۷ میلیون وام مضاربه  که پول سودیه رو پس بدیم بعد ۱۰ میلیون وام درصد بالا واسه بازپرداخت الباقی سودی...بعد یه ۵ میلیون واسه اینکه چک هایه آخره سالمون که یارو پولمونو خورد برگشت نخوره...بعد نمیدونم دقیقا چقدر قرض......

و من شاهد ام که شوهرم ...(میتونم به خودم بگم که تنبلی کردم ولی واقعیت اونو میبینم که چه میکنه)صبح رفته سره کاره خودش..ساعت ۴ و ۵ برگشته پیشه من ...سراغه کاره من...کارهایه سخت و به قوله معروف حمالیهاشو انجام داده تا تلفن هاشو دعواهاشو و بقیه بدبختیهاش.......و من نمیتونم بگم که کم زحمت کشیده...که خیلی زحمت کشیده.....اشکاله کارش؟....نمیدونم....شاید اینکه تعداده زیادی آدم از زحمتش نون میخورن....شاید ...بد شانسی هاش...شاید اینکه از اول سرمایه نداشت و بدونه سرمایه رفت جولو...اینکه پشتوانه نداشت...اینکه هیچ روزی رویه هیچ احدی نتونست حساب کنه....و هر موقع کم اورد مجبور شدیم دس به دامان این ور و اون ور بشیم......

نمیدونم...دوس دارم بدونم که ایراده کارمون کجاس......

باید بپرسم...باید از چند نفر بپرسم.....

خدایا کجایی؟ همین نزدیکیها؟ کوشی پس؟

  + نوشته شده دریکشنبه 6 اردیبهشت1388  ساعت 20:35  توسط حنا گلی 


توضیح خاصی ندارم.هویجوری مینویسم! غلط غولوط هم زیاد دارم.حال ندارم اصلاح اش کنم. خودتون به بزرگی خودتون ببخشید
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
هوایه تازه
شبهایه بی ستاره من....سایه
من؟زن ایرانی.......میتی
خطرات تینا....تینا
دفتر خاطرات من....نگار
گاهی زن بودن
زن بودن
مترسک
دزیره
رها
ترانه علیدوستی
لاغر مردني
من؟زن ایرانی........میتی
ساسوشا
میثم اشتری
مهتاب خانم
تیری تی جونم
سیب گاز زده
سیسکو ماهی دور از دریا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

آرشیو موضوعی
من شاد ام
من غمگین ام
عین یه خط صاف ام

پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
shortdream
100 books befor die
زن سي ساله!
خاطرات زندگی من و همسرم

 RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM