|
بلاخره بابام صداش درو مد که چرا قسطاشو نمیدی..یارو بانکی به من و چند نفره دیگه زنگ زده گفته اینا قسطاشونو نمیدن....و من هم بور شدم رفت...کلی عصبانی سرم غر غر کرد...و من هم ریختم بهم.دیگه زیاد از خدا نمیخوام..واسه اینکه محل نمیده...واسه اینکه گوشم نمیده
تا خره خره وام داریم میگیریم....یعنی میشه که پسش بدیم؟
کاش از این زنا بودم که دلشون واسه شوهرشون نمیسوزه و شوهرشون غریبه براشون....اون وقت تا میتونستم خودم تخلیه میکردم روش..و یا حدااقل میگفتم به من چه ...ولی ..از این آدما هم نیستم...
همه چی همونجوریه که بود...فقط یه ذره دوزه افسردگیم رفته بالا و با اینکه خوابم نمیاد ولی میخوابم...دلم میخواد بخوابم که یه خورده فکر نکنم و از این دنیا دور باشم....شاید هم رفتم معتاد شدم!!
همه چی ممکنه!
حتی حاله گله گذاری و گریه هم ندارم....
کسی آشنایی چیزی تویه ا..ط..لاع..ات نداره؟ ما از این بابا یه شماره جدید همراه اول ۹۱۲ پیدا کردیم...اگه یکی بتونه ردیابی کنه خیلی خوب میشه میتونیم بگیریمش..چون حکم جلبشو هم داریم..ولی حیف که هیچ آشنایی نداریم
شبه همه خوش...بعده یه هفته اومدم این همه خبر هیجان انگیز بهتون دادم بد بود؟
|