|
هی میام میبینم که دوستان آپ نکردن ...غصه ام میشه...بعد میبینم مگه خودم چطوری آپ میکنم؟ خودم هم خیلی دیر به دیر آپ میکنم....دلیله اصلیش اینه که حرفام همون حرفایه قبلیه...همون آه و ناله ها...همون دردسر ا و غصه ها......باز قبلا میومدم میگفتم خدایا منو شرمنده نکن.....ولی این روزا انقده شرمنده شدم که حد نداره....تمامه اون اتفاقایی که از ش وحشت داشتم بر سرم اومد.....بابات همه چی شرمنده شدم و ضایع شدم.....
بگذریم.....
دیشب اومدم به خدا بگم این طور بشه و اون طور بشه.....بعد دیدم مگه فرقی هممیکنه؟ مگه تاثیری هم میزاره؟ یه دعایه ساده خوندم و بای...
مهلت مغازه ام سراومده.....دلم میخواد یه مغازه دیگه پیدا کنم..از صاحاب ملک اینجا خیلی بدم میاد..رفتم یه مغازه ای پیدا کردم که حداقل سه ساله تعطیله...کلی این ور اون ور دویدم که بشه با این یارو صحبت کنیم....هم املاکیا گفتن هم میفروشه هم اجاره میده ...بعد دیروز که بلاخره پیداش کردیم گفت نه میفروشه نه اجاره میده خودش میخواد بیاد وایسه!!! یعنی من کناره دریا هم که برم حتما باید یه آفتابه آب همراهم باشه ...نمیدونم یعنی کم التماسه خدا رو کردم؟....یعنی جمع کنم بشینم خونه راحت میشن این شیاطین؟ دس از سره کچله من بر میدارن؟
هی نمیدونم...بگذریم...هی به شوهرم میگم چیزی نیست ..درس میشه..لابد قسمت نبوده....ولی اشک از چشام جاری میشه وقتی تنهام....آخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|