تبليغاتX
DaisypathAnniversary Years Ticker من حنا خانوم - 404


من حنا خانوم
روز مره

 404

تعطیلات را شمال بودیم....گرم بود...ولی خوش گذشت...دو روز به هیچی فکر نکردم...

مناظره رو دیدم و فک ام افتاد..داشتم ظرف میشستم و صدا تلوزیون میومد....اونجا که داشت میگفت :بگم؟...بگم؟...فکر کر دم اشتباه شنیدم ... فکر کردم کسی داره با بچه ای حرف میزنه و کانال عوض شده.....بعدش دیدم که نه خیر...آقا داره تهدید میکنه.....تویه همه کاراش همیشه بچه بازی بود... رفته بود گناوه..مردم گفته بودن از فرماندار ناراحتیم...گفته بود ناراحتین؟ همه: بــــــــــــــــله ....گفته بود عوضش کنید! همون جا....... یا اون نون و انگور خوردنش منو کشته بود...مردک تو سفرهات اینهمه هزینه بر میداره....بخور....توپ بخور.....روزی یه ملیون بخور......ولی نرین به مملکت......دیشب هم که ندیدم اخبار رو و نمیدونم چی کار کرده......از وقتی که تونستم رای بدم..رای دادم...و هیچ قبول ندارم سخنانی که میگن...رای بدیم که چی بشه؟...چرا ماها انقده عجول ایم؟ قرار نیست تویه یه دوره ۴ یا ۸ ساله همه چی کن فیکون بشه......ولی اگر قرارا رو به آسه آسه حرکت کردن بزاریم... قضیه فرق میکنه... زمانی که خاتمی رئیس جمهور شد طی ۸ سال ...زندگی مردم رو تغییر داد.....باید منصف بود....فرق کردیم.....تویه شهرستانا رفته باشید فرهنگ و وضع معیشتی مردم تغییر کرد.....

من رای میدم چون میدونم که دوره انقلاب و شورشو این حرفا تموم شده....چون میدونم حق رای ..حقی نیست که به آسونی به مردم مملکت من رسیده باشه....مبارزات صد ساله اخیر رو ببینیم ٬حق رای که ما داریم به سختی به دست اومده.....

وقتی ما تغییر کنییم..وقتی ما بخوایم اونوقته که میشه....  کدوم حکومتیه که بتونه کاملا متاضاد با ملت اش باشه و دووم بیاره....نه....آنچه که در حکاممون هست ...از خودمونه....تویه ما ملت ۷۰ ملیونی هست .......

دیشب ساعت ۱۰ شب حرکت کردیم که برگردیم......انقد تویه راه اذیت شدیم و آزار دیدم که نهایت نداره...از نور بالا از سبقت بیجا... از پررویی..از بی حیایی....آره بودن کسایی که آروم رانندگی میکردن...ولی تقریبا از هر ۳ ماشین یکیش یه مهتابی نئون بسته  بود جایه چراغ جولوش و با نوره بالا حرکت میکرد و چراغ میزد که برو کنار.....به این فکر میکردم که اگه احیانا هرکدوم از اینا به جایه ا.ن بود کاری غیر از کاره ایشون میکرد؟....یا هر کدوم از آقایان و آقازاده هاشون.......کدوم یکیشون یه خورده حیا میکرد و انصاف به خرج میداد؟....از نظره من هیچ کدوم......

 

  + نوشته شده درشنبه 16 خرداد1388  ساعت 16:48  توسط حنا گلی 


توضیح خاصی ندارم.هویجوری مینویسم! غلط غولوط هم زیاد دارم.حال ندارم اصلاح اش کنم. خودتون به بزرگی خودتون ببخشید
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
هوایه تازه
شبهایه بی ستاره من....سایه
من؟زن ایرانی.......میتی
خطرات تینا....تینا
دفتر خاطرات من....نگار
گاهی زن بودن
زن بودن
مترسک
دزیره
رها
ترانه علیدوستی
لاغر مردني
من؟زن ایرانی........میتی
ساسوشا
میثم اشتری
مهتاب خانم
تیری تی جونم
سیب گاز زده
سیسکو ماهی دور از دریا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

آرشیو موضوعی
من شاد ام
من غمگین ام
عین یه خط صاف ام

پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
shortdream
100 books befor die
زن سي ساله!
خاطرات زندگی من و همسرم

 RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM